تندرو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت آن که در حرکت و رفتن سریع باشد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary extrimist ; fast ; feathered ; racer ; rapid ; speedster ; swift ; tantivy واژه هاى شامل تندرو ـ (8)
- صفت بی باک، بی پروا.
- صفت چالاک و تیزرفتار
- صفت افراطی