اسم معنی
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم : در دستور زبان، اسم هر چیزی که در خارج از ذهن وجود ندارد و وجود آن وابسته به چیز دیگری است، مانند تنفر، هوش، مقابل اسم ذات.
- اسم اسمهایی را که به صورت مستقل در خارج از ذهن وجود ندارند و وابسته به حضور دیگری هستند را اسم معنی میگویند (مانند «زیبایی»، «دلاوری»)