زعفران
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم گیاهی است پایا از تیرة زنبقیها با برگهای دراز و سبز و گلهای زرد یا سرخ خوش بو که تارهای نازک زرد رنگ در میان آن قرار دارد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary crocus ; saffron واژه هاى شامل زعفران ـ (1)
- اسم گیاهی است از تیرهٔ زنبقیان.
- اسم زَعفَران