ملخ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم حشرهای است موذی از راست بالان که دارای قطعات دهانی خرد کننده و دگردیسی ناقص؛ این حشره دارای دو زوج بال است، پاهای عقبی اش بر جستن رشد زیاد کرده است.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cicala ; grasshopper ; grig ; locust ; quaker واژه هاى شامل ملخ ـ (5)