ای

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. حرف حرف ندا که پیش از اسم و صفت درمی‌آید: ای‌مرد، ای‌پسر، ای‌جوانمرد، ای‌دلاور.
  2. حرف حرفی که برای تقریب و تخمین می‌آید: ای سیصد چهارصد تومان می‌ارزد.
  3. حرف (شبه‌جمله): حرفی که برای تحسین می‌آید.
  4. حرف (شبه‌جمله): برای اظهار ناخشنودی یا انزجار یا نارضایتی یا تردید به‌کار می‌رود.
  5. حرف این در زبان مردم. در گویش‌های ملایری، بوشهری، شیرازی و... «این» که برای اشاره به کار می‌رود «ن» آخر حذف می‌شود. به عبارت دیگر «ای» همان «این» است با این تفاوت که «ن» حذف شده است: ای کتاب را بگیر؛ یعنی این کتاب را بگیر.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}