زرگیل

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. میوۀ گیاهی با نام علمی زرگیل اهلی (Lansium domesticum) از تیرۀ زیتون‌تلخیان و راستۀ افرا‌سانان که اندازۀ آن دوونیم تا پنج سانتی‌متر و به شکل بیضوی یا کروی است و آرایشی خوشه‌ای دارد و به‌صورت خوشه‌های دو تا سی‌تایی است؛ رنگ آن زرد مایل به خاکستری یا قهوه‌ای یا صورتی کم‌رنگ است و دارای پوست مخملی نازک یا ضخیمی است که حاوی شیرابه است؛ در زیر پوست آن گوشتۀ شفاف و آب‌دار قرار دارد که از پنج تا شش برش یا پره تشکیل شده است؛ طعم آن ترش و شیرین است و اکثراً در جنوب تایلند و مالزی و اندونزی و فیلیپین می‌روید.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}