بادکش
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم شاخ یا هر آلت میان تهی که حجام محل حجامت را با آن میمکید و بعد تیغ میزد.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary cupping ; dry cupping ; shaft واژه هاى شامل بادکش ـ (1)
- اسم روزنهای برای جریان یافتن باد که در سقف یا دیوار خانه تعبیه میکردند.
- اسم دم زرگری و آهنگ