سپر ۳
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- ۱. محفظهای فلزی که وسیلۀ الکترومغناطیسی را در آن قرار میدهند تا از برهمکنش الکترومغناطیسی با میدانهای وسایل دیگر جلوگیری شود ۲. مادۀ جذبکنندهای که در اطراف واکنشگاه/رآکتور هستهای قرار میگیرد تا از نشت تابشهای هستهای جلوگیری شود