بَر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم مانند در گویش بهاری، بَرِه مثل او، مانند او.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary against ; bosom ; fruit ; in ; mainland ; man ; on ; upon واژه هاى شامل بر ـ (496)
- اسم (قدیم): مرز، محدوده، قلمروی جغرافیایی یا معنوی؛ در کلماتی چون بردیا یا بردیه جنبه معنوی اصطلاح مطرح است نه حدود جغرافیایی.