بس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت کافی، بسیار، فراوان. بصورت پهلوی وس.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary enough ; only ; sufficient واژه هاى شامل بس ـ (20)
- صفت واژه بس معادل ابجد ۶۲، تعداد حروف ۲.
- قید ولی، فقط، همین و نه چیز یا کس دیگر.
- قید بس کن، بس کنید. دیگر ادامه نده!