شاه‌سرخسیان

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. تنها تیره از شاه‌سرخس‌سانان که گروهی ابتدایی با سه سرده از سرخس‌های درشت‌قامت با حدود بیست گونه است؛ هاگدان‌های آنها به‌صورت پراکنده یا متمرکز در هاگینه‌ها (sori) در سطح زیرین برگچه‌ها یا در هر دو سطح نواحی زایای برخی از برگ‌شاخه‌ها (fronds) قرار دارند، هاگینه‌های این سرده برعکس بسیاری از تیره‌های سرخس فاقد هاگینه‌پوش (indusium) است.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}