طلب
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت مرد خواهان زنان.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary demand ; quest واژه هاى شامل طلب ـ (30)
- صفت زن خواستة مرد، معشوق ؛
- صفت اطلاب، طلبه.
- صفت خواستن.
- اسم گروه طلب کنندگان.
- اسم گروهی که در یک جا جمع شده باشند.
- صفت خواست، خواهش.
- صفت در فارسی پولی که به عنوان قرض به کسی داده باشند.