چشم
زبان مبدأ: فارسی
/---/
معنی فارسی
- اسم (جانوری): اندام حسی بینایی مهره داران و بعضی بیمهرگان؛
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary eye ; eyelet ; optic ; shiner ; sight ; winker واژه هاى شامل چشم ـ (171)
- اسم عضو بینایی در انسان و حیوان، دیده.
- اسم نگاه، نظر.
- اسم (عامیانه): معمولاً هنگام قبول کاری یا خواهش شخصی بر زبان میآورند.