جارو
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جاروب، درمنه.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary sweep واژه هاى شامل جارو ـ (5)
- اسم جاروب: وسیلهای برای رُفتن خاک و خاشاک که از گیاه مخصوص جارو درست کنند. ؛~ برقی دستگاهی برقی دارای صفحة برس و لولهای بلند و محفظة خالی که خاک و خاشاک را درون خود میمکد.
- اسم جارو