جاری
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- صفت روان.
- صفت زمانی که در آن هستیم.
- اسم دو زن که همسرِ دو برادر باشند. هم عروس
سانسکریت واژگانی همچون ( جاری، جریان ) به روشنی واژگانی عربی نیستند. در زبانِ خویشاوندِ سانسکریت نیز واژه ( jhari ) به چمِ ( رودخانه ) و واژه یِ ( jhara ) به چمِ ( آبشار ) بوده است. این را کنار واژگانی همچون ( شریان ( جریان ) ، شار ) بگذارید. در رویه یِ 122 از نبیگِ ( فرهنگِ سَنسکریت - فارسی ) نوشته یِ ( جلالی نائینی ) - پوشینه یِ دوم - آمده است: