مواد

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل مواد ـ (110)
  2. اسم جِ ماده.
  3. اسم در فارسی به معنای مواد مخدّر.
  4. اسم بندهای لایحه، قانون، قرارداد و مانند آن‌ها.
  5. اسم دروس، درس‌ها.
  6. اسم وسایل، اسباب.
  7. اسم بررسی ریشه‌شناسی واژه‌ی «مواد» را قدم‌به‌قدم و دقیق، با اتکا به منابع کتابی معتبر انجام دهیم و اوستایی، پهلوی و سانسکریت را پوشش دهیم. --- ۱. فارسی معاصر مواد /movād/ در فارسی امروز به معنای: «چیزها، اجزا، عناصر تشکیل‌دهنده» به کار می‌رود. استفاده: «مواد خام»، «مواد غذایی»، «مواد تشکیل‌دهنده». این معنا، گسترش یافته و از مفهوم اولیه «چیزهای قابل استفاده» در فارسی میانه برگرفته شده است. --- ۲. فارسی میانه (پهلوی) در متون پهلوی، واژه‌ی māwād یا muwd به کار رفته است: معنای کلی: «چیزها، دارایی‌ها، اجزا». کاربرد: معمولاً برای «چیزهایی که مورد استفاده یا مصرف هستند» به کار رفته است (مثل مواد غذایی یا ابزار). منابع معتبر: 1. Bartholomae, “Altiranisches Wörterbuch” (1904–1910) – ذکر واژه‌ی māwād/muwd در معنای «چیزها، اجزا». 2. Boyce, M., “A Grammar of Old Persian” (1989) – در بخش تطبیق با فارسی میا…

* اوستایی و پهلوی

{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}