مواد
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary واژه هاى شامل مواد ـ (110)
- اسم جِ ماده.
- اسم در فارسی به معنای مواد مخدّر.
- اسم بندهای لایحه، قانون، قرارداد و مانند آنها.
- اسم دروس، درسها.
- اسم وسایل، اسباب.
- اسم بررسی ریشهشناسی واژهی «مواد» را قدمبهقدم و دقیق، با اتکا به منابع کتابی معتبر انجام دهیم و اوستایی، پهلوی و سانسکریت را پوشش دهیم. --- ۱. فارسی معاصر مواد /movād/ در فارسی امروز به معنای: «چیزها، اجزا، عناصر تشکیلدهنده» به کار میرود. استفاده: «مواد خام»، «مواد غذایی»، «مواد تشکیلدهنده». این معنا، گسترش یافته و از مفهوم اولیه «چیزهای قابل استفاده» در فارسی میانه برگرفته شده است. --- ۲. فارسی میانه (پهلوی) در متون پهلوی، واژهی māwād یا muwd به کار رفته است: معنای کلی: «چیزها، داراییها، اجزا». کاربرد: معمولاً برای «چیزهایی که مورد استفاده یا مصرف هستند» به کار رفته است (مثل مواد غذایی یا ابزار). منابع معتبر: 1. Bartholomae, “Altiranisches Wörterbuch” (1904–1910) – ذکر واژهی māwād/muwd در معنای «چیزها، اجزا». 2. Boyce, M., “A Grammar of Old Persian” (1989) – در بخش تطبیق با فارسی میا…
* اوستایی و پهلوی