مجاز جزءوکل
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- نوعی مجاز که در آن عبارتِ دال بر جزء یک پدیده بر کل آن دلالت میکند و برعکس. نسبت دادن { استفاده از مجاز } از چیز کوچک به بزرگ . مثال :بر مردم چشم دیدن آموز : در اینجا مجاز کل از جزء دیده میشود و منظور از مردم مردمک چشمه یعنی از یک چیز کوچکتر به بزرگتر