جعبه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- جعبة
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary box ; case ; chest ; cist ; hutch واژه هاى شامل جعبه ـ (54)
- اسم تیردان.
- اسم صندوقچه، هر چیز قوطی مانند. ؛ ~سیاه اسبابی به صورت یک واحد کامل الکترونیکی در وسی لههای پرنده برای گردآوری اطلاعات از عملکرد وسیله در جریان پرواز، به ویژه در فهم علت سقوط. ؛ ~تقسیم قاب سرپوشیدهای برای انتقال یا انعشاب مدارهای الکترونیکی. ؛ ~ابزار جعبهای برای نگهداری و حمل ابزارهای دستی.
- اسم جعبه
* عربی # جعبة