جنگ

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. اسم جدال، ستیز، برخورد مسلحانه. مقابل صلح و آشتی.
  2. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary analects ; anthology ; battle ; belligerence ; fight ; scrap ; varia ; war ; warfare واژه هاى شامل جنگ ـ (95)
  3. اسم ناسازگاری، کشمکش.
  4. اسم کشتی.
  5. اسم دفتری که در آن اشعار و مطالب دیگر نوشته شود.
  6. اسم مجموعه‌ای از برنامه‌ها درباره موضوعی خاص مانند: جُنگ هنر.
  7. اسم آلبوم عکس‌ها و تصویرها.
  8. اسم جِنْگ یا جُنْگ در گویش تونی و گویش گنابادی به معنای سرحال و شنگول و چابک میباشد.
  9. اسم جنگ زرگری: جنگ ساختگی و مصلحتی با کسی برای فریب دادن دیگران.
  10. اسم جنگ روانی: تبلیغات و سایر اقدامات طرح - ریزی شده که به منظور نفوذ در عقاید، احساسات، رفتار و تمایلات گروه‌های هدف اجرا می‌شود.
  11. اسم جنگ سرد: جنگی که ضمن آن کشورها به جای توسل به زور به جنگ‌های تبلیغاتی و روانی علیه یکدیگر اکتفا می‌کنند.
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}