جواهر
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم جمع جوهر؛ جوهران.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bijou ; gem ; jewel ; ouch ; treasure واژه هاى شامل جواهر ـ (17)
- اسم هر یک از سنگهای گرانبها مانند الماس، یاقوت، زمرد و مانند آن که به عنوان زینت و زیور به کار میرود.