جوجه
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم (جانوری): نوزاد پرندگان بویژه مرغ خانگی.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary bird ; brood ; chick ; squab واژه هاى شامل جوجه ـ (35)
- اسم جوجه سوخاری خوراکی که تکههای جوجه مرغ را در آرد سوخاری میغلتانند و سپس سرخ میکنند.
- اسم جوجه کباب خوراکی از قطعههای بریده شده مرغ یا جوجه مرغ در مخلوطی از پیاز و زعفران و آب لیمو که به سیخ میکشند و کباب میکنند.
- اسم جوجه ماشینی جوجهای که به وسیله دستگاه جوجه کشی تولید شده