جور
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- ستم کردن، ظلم کردن.
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary accordant ; brand ; class ; compatible ; concordant ; congurous ; genre ; genus ; idoneous ; ilk ; kind ; oppression ; sort ; tyranny واژه هاى شامل جور ـ (108)
- ۱. واژه «جور» واژه «جور» (یا «گور») ریشهای باستانی دارد و در اوستایی، پهلوی و سانسکریت دیده میشود. نکات اصلی به شرح زیر است: اوستایی: واژهی gūr به معنی «قبر» یا «گور» است. پهلوی: در پهلوی، فرم g-r به معنی «قبر» یا «دشت» آمده است. سانسکریت: در سانسکریت، واژگانی با gūr برای مکانهای دشت یا گورستان دیده میشود، که نشاندهنده یک ریشه هند و ایرانی با مفهوم «مکان» یا «زمین وسیع» است. --- ۲. معانی در زبانهای مختلف زبان واژه معنی مثال اوستایی gūr قبر – پهلوی g-r قبر، دشت – فارسی میانه gūr قبر، گورستان – فارسی نو گور قبر، گورستان گور خر → خر دشت (حیوان دشتزی) نکته مهم: در پهلوی و اوستایی، گاهی واژه g-r / gūr به معنای «دشت» نیز آمده است که از مفهوم «جای وسیع» ناشی میشود. --- ۳. نکات ریشهشناسی ریشهی gūr ریشهای هند و ایرانی است و در اوستایی، پهلوی و سانسکریت مشترک است. این واژه در فارسی به …
- اسم ستم، ظلم.
- اسم نوع، گونه.
- اسم منظم، مرتب.
* اوستایی و پهلوی