بوریس
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- فعل عمل پیچاندن یا تاب دادن، مانند پیچش یا تاب دادن مو.
- فعل عمل تعارف کردن، مانند آنچه بر سفره پهن کرده تناول شود.
- فعل بوریس ممکن است به دو بخش یا کلمه بور یعنی پیچاندن و ایس که احتمالا همان ایز به معنی رد یا اثر است، باشد.