آغ
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- اسم سفید، رنگ سفید.
- اسم پوست سفید، انسان سفید.
- اسم آغ کردن، نفرین کردن، آه ناله کردن پشت سر کسی معمولا پدر یا مادر پشت سر فرزند نااهل.
اوستایی دو ریشهی کاملاً متفاوت برای «آق / آغ» وجود دارد --- ۱. در ترکی آق / Aq: صفت بهمعنای سپید، سفید (در برابر «قارا = سیاه»). این واژه در زبانهای ترکی قدیم و جدید بسیار رایج است. مثلاً: «آق سو» = آب سفید (آب زلال) «آق قویونلو» = گوسفند سفید (نام ایل ترکمانی) «آق قاپو» = در سفید 📖 منابع: