@آب@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب ... باره موجودات آب شيرين بحث ... بد آب و هوا برج مخزن آب ... درضمن جريان آب يخچال ايجاد ... برق توليد شده ارز آب يا بخار بشکه آب عرشه کشتى بند آب به آب انداختن کشتى به آب زدن به آب زدن به گدار زدن به آب و هواى جديد خو گرفتن به وسيله آب پاشى خيس کردن به وسيله آب تجزيه شدن بى آب بى آب کردن ... سنگ و خاک آب آورد متعلق به ... تانک آب تجزيه به وسيله آب تخته پاره روى آب تخته مخصوص اسکى روى آب تخم مرغ آب پز ترکيب شيميايى داراى سه ملکول آب ... شيميايى شامل چهار مولکول آب ترکيبى که داراى شش ذره آب باشد تراز آب واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21