@آب@12

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب خرچنگ آب شيرين خرد شدن سنگها در اثر آب و هوا خروش آب خط بر خورد آب با کشتى ... بارگيرى شد آب تا آنجا ... خط ميزان و تراز کشتى با سطح آب خيس در آب داراى چشم پر آب داراى هم زمانى در طغيان آب دافع آب دباغى به وسيله آب نمک و پوست ... در آب چلپ و چلوپ کردن در آب خيساندن در آب راه رفتن در آب شلپ شلپ کردن در آب صابون زدن در آب غوطه ور شدن در آب فرو بردن در آب يا چيز ديگرى فرو بردن در اثر آب و هوا فاسد ... در ته آب دريچه مخصوص تنظيم جريان آب دستگاه آب رسان ... اندازه گيرى جريان آب ... براى تعيين عمق آب به کار مى ... واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}