@آب@17

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب لوله آب آتش نشانى لوله فاضل آب مستراح ... لاستيکى مخصوص آب پاشى و ... لوله مخصوص تنفس در زير آب لوله مخصوص لوله کشى آب لوله هادى آب ... که از آن آب فوران مى کند ... براى ساختن آب گاز دار ... ... يا بالا آوردن آب به کار مى ... ماشينى که آب انگور را مى گيرد مانع دخول آب مانع دخول هوا يا آب يا چيز ديگر مانند آب مواج شدن ماهى گول آب شيرين اروپا و آسيا ماهى کوچک آب شيرين از جنس کپور مبحث آب شناسى مبحث استحمام در آب هاى گرم مبحث رابطه بين آب و هوا و ... متحرک بر روى آب متحرک در زير آب متخصص آب شناسى متخصص آب و هوا مثل آب دريا مجارى فاضل آب مجراى آب واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}