@آب@19

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب مماس با سطح آب منبع آب منطقه آب آزاد در يک درياى يخ منطقه اى که آب دريا يا رودخانه ... منظره آب دريا مهاجرت کننده از آب شيرين بدريا ... شده دردهانه چشمه آب گرم موج بزرگ آب موجود زيست کننده در آب شور ... که درمحيط يا آب هاى شور زندگى ... موقع سکون و آرامش آب دريا موم اندر آب ... عصاى مخصوص کشف آب و مواد معدنى ... ناگهان به زير آب رفتن ... که از آنجا آب به منبع تلمبه ... نسبتا کم آب نقاشى آب و رنگى نقش بر آب نقشه بردارى از آب هاى روى زمين نهر آب نوشابه گرمى از آب و شير و ... ... از عسل و آب و مالت و ... نوعى کلک ياجسم شناور در آب نوعى آب نبات نوعى آب نبات پاستيل واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}