@آب@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب چشمه جوشان آب گرم و معدنى چشمه يا جوى آب چوب آب آورده چيز شناور بر روى هوايا آب گرده افشانى کننده به وسيله آب گفتار در چگونگى آب هاى روى زمين گودال آب گودال فاضل آب گوشت آب پز شده گياه آب شور يا گياه شوره زى ... در نواحى خشک و بى آب کالاى آب آورد کالاى آب آورده کانال يا مجراى آب کره آب کرده کره آب کرده و آميخته با آرد کسى که نزديک آب يا در آب ... کشند آب کلم رنده شده و آب پز با سرکه کم آب کم شدن آب بدن ... غريق بر روى آب شناور مى باشد ... که موجب تقسيم آب گردد کنتور آب کوژى يا کاوى سطح آب در لوله واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}