@آب@20

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب نوعى شيرينى که دردهان آب مى شود نوعى ماهى زيستگر در سطح آب ... مرکب از جين و آب و غيره نيروى محرکه آب ... که مجاور آب معدنى ساخته ... هر چيزى شبيه آب هرز آب هرز آب ساختن هواپيماى آب ... مى تواند روى آب فرود آيد ... داراى نيم ملکول آب است واکنش موجود زنده نسبت به آب ... به وسيله مالش آب يا بخار وابسته به آب وابسته به آب شناسى وابسته به آب شيرين وابسته به آب هاى راکد وابسته به آب يا ساير محلول ... ... برق به وسيله آب يا بخار وابسته به عمل آب هاى گرم در ... وابسته به مبحث خواص آب درحرکت وابسته به نيروى محرکه آب واقع در زير آب وجود بخار آب در هوا وسيله تنفس در زير آب واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}