@آب@20
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آب نوعى شيرينى که دردهان آب مى شود نوعى ماهى زيستگر در سطح آب ... مرکب از جين و آب و غيره نيروى محرکه آب ... که مجاور آب معدنى ساخته ... هر چيزى شبيه آب هرز آب هرز آب ساختن هواپيماى آب ... مى تواند روى آب فرود آيد ... داراى نيم ملکول آب است واکنش موجود زنده نسبت به آب ... به وسيله مالش آب يا بخار وابسته به آب وابسته به آب شناسى وابسته به آب شيرين وابسته به آب هاى راکد وابسته به آب يا ساير محلول ... ... برق به وسيله آب يا بخار وابسته به عمل آب هاى گرم در ... وابسته به مبحث خواص آب درحرکت وابسته به نيروى محرکه آب واقع در زير آب وجود بخار آب در هوا وسيله تنفس در زير آب واژه هاى شامل آب ـ (502) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18 , 19 , 20 , 21