@آبى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آبى ... مانند خوک و اسب آبى جرثقيل آبى جنس مرجان آبى و شقايق نعمانى ... و خاکسترى مايل به آبى خاکسترى آبى رنگ خاکسترى مايل به آبى خاکى و آبى خوک آبى داراى چشمان آبى پر رنگ رازيانه آبى راه آبى رنگ آبى کمرنک رنگ آبى آسمان رنگ آبى تيره رنگ آبى سير رنگ آبى طاووسى رنگ آبى فولادى رنگ آبى مايل به ارغوانى روشن رنگ آبى مايل به خاکسترى رنگ آبى مايل به سبز رنگ آبى مايل به قرمز رنگ آبى متمايل به سبز رنگ آبى متوسط رنگ شاهى آبى رنگ قرمز مايل به آبى واژه هاى شامل آبى ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}