@آبى@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آبى ... قرمز مايل به آبى که براى رنگ ... ... قرمز مايل به آبى يا قرمز مايل ... رنگدانه آبى رنگ آهن دار رنک سبز مايل به آبى زير آبى زير آبى رفتن سگ آبى ... پرچم است رنگ آبى کمرنگ سمندر آبى سنبل آبى سوسمار آبى شاهى آبى شلوار کار آبى رنگ شوکران آبى شيار آبى که در اثر ... عدس آبى عدسک آبى ... فلزى سخت و آبى مايل به سفيد ... که براى اسکى آبى به کار مى ... ماده آبى رنگى که از ... مار آبى ماهيخوار بزرگ و آبى رنگ مايل به آبى مسير آبى ... زنان جوراب آبى درقرن هيجدهم واژه هاى شامل آبى ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}