@آبى@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آبى موش آبى نوک دراز آبى ... که زمينه آن آبى و نقش آن ... نوعى اکسيژن آبى کمرنگ گازى ... ... مايل به آبى آفريقاى جنوبى نيروى آبى نيلوفر آبى هر چيز شبيه راه آبى هر نوع لاک پشت آبى هواپيماى آبى يک جور مگس آبى رنگ يک جور نيلوفر آبى واژه هاى شامل آبى ـ (87) : 1 , 2 , 3 , 4