@آتش@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آتش تپه کوچک آتش فشانى تفال با آتش تفنگ ياتوپ را آتش کردن تلمبه آتش خاموش کن ... آب پاشى براى آتش نشانى توپخانه يا آتش توپخانه ى ... ... هيزم مخصوص آتش زدن جسد ... جادوگرى با آتش جرقه آتش جلوگيرى از آتش سوزى جوخه آتش حالت آتش فشانى خاموش کننده آتش خداى آتش و فلز کارى خط آتش در آتش شهوت سوختن دهانه آتش فشان رب النوع آتش و فلزکارى روى آتش پختن زبانه آتش ساختمان مستعد آتش سوزى سنگ آتش زنه ... آنجا توپها را آتش مى کنند ... زخم بوسله داغ آتش يا داغ آهن شکاف دامنه آتش فشان که ... واژه هاى شامل آتش ـ (101) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}