@آتش@4

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آتش شعبده باز آتش خوار شعله درخشان يا آتش مشتعل شير آب آتش نشانى شير آتش نشانى صداى سوختن کباب روى آتش ضد آتش فرمان آتش بس فشنگ ضد آتش لوله آب آتش نشانى ... و تهيه بمب آتش زا و پرتاب ... ماشين آتش نشانى مامور آتش نشانى مامور آتش نشانى جنگل مايه آتش محفوظ از آتش ... استفاده از آتش درعلم و ... ... و تفنگ را آتش مى کنند منقل آتش ناحيه آتش فشانى که گازهاى ... نور آتش نوعى آتش بازى نوعى تفنگ که فشنگ آتش زا دارد ... چخماق يا آتش فشانى سياه نوعى سنگ چخماقى و سنگ آتش فشانى وابسته به اصل آتش واژه هاى شامل آتش ـ (101) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}