@آثار@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آثار آثار چيزى را از بين بردن آثار ادبى آثار ادبى ديگران را سرقت کردن آثار ادبى يا هنرى آثار دانش بشرى آثار دوره جوانى آثار مخروبه آثار مقدس آثار هنرى و تاريخى ... آثار هنرى و تفوق سياسى ... آثار وراثت ... صنعتى از آثار استادان فن سارق آثار ادبى و هنرى ديگران شعر و آثار ادبى زيبا و هنرى ... مخصص نگهدارى آثار مقدس يا ... مبحث آثار و پديده هاى طبيعى متخصص در آثار هنرى محفظه محتوى آثار تاريخى و ... مفسر آثار ادبى کهن مقلد آثار ادبى و هنرى ... عادات محلى در آثار ادبى نويسنده شعر و آثار ادبى زيبا وابسته به آثار آتى و پيش ... ... ادبيات و آثار باستانى يونان ...
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}