@آخر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آخر چيزى را تا آخر دنبال کردن کسى که به تعطيل آخر هفته مى رود آخر از همه آن که آخر خرمن آخر خط راه آهن يا هواپيما آخر هفته از آخر برداشتن از اول تا آخر ... اضافه کردن به آخر فعل به دست ... الى آخر بخش آخر بخش آخر کتاب يا مقاله بخش آخر هر چيز ... شده از يکديگر در آخر سطر به آخر رسيدن تا آخر ايستادگى کردن تا آخر ايفا کردن تا آخر بازى کردن تعطيل آخر هفته تعطيل آخر هفته را گذراندن ... و وسط و آخر بندهاى آن با ... حرف آخر داراى هجاى زائد مخصوصاً در آخر دست آخر دم آخر را گذراندن واژه هاى شامل آخر ـ (41) : 1 , 2