@آخر@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آخر چيزى را تا آخر دنبال کردن کسى که به تعطيل آخر هفته مى رود آخر از همه آن که آخر خرمن آخر خط راه آهن يا هواپيما آخر هفته از آخر برداشتن از اول تا آخر ... اضافه کردن به آخر فعل به دست ... الى آخر بخش آخر بخش آخر کتاب يا مقاله بخش آخر هر چيز ... شده از يکديگر در آخر سطر به آخر رسيدن تا آخر ايستادگى کردن تا آخر ايفا کردن تا آخر بازى کردن تعطيل آخر هفته تعطيل آخر هفته را گذراندن ... و وسط و آخر بندهاى آن با ... حرف آخر داراى هجاى زائد مخصوصاً در آخر دست آخر دم آخر را گذراندن واژه هاى شامل آخر ـ (41) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}