@آخرين@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آخرين آخرين پريشانى آخرين پناه آخرين پيشنهاد آخرين چاره آخرين امتياز براى بردن مسابقه آخرين تمرين نمايش که ... آخرين حرف الفباى يونانى آخرين شام حضرت عيسى ... آخرين شب ماه اکتبر آخرين شماره آخرين قسمت آخرين مرحله تقسيم غير ... آخرين مرحله دگرديسى ... آخرين نقطه آخرين نقطه شمالى مسکون دنيا آخرين وسايل بازمانده را فروختن به آخرين درجه ممکن افزايش دادن ... ششمين و آخرين حرف الفباى ... تا آخرين نفس دنبال کردن جدار صخيم آخرين مرحله ايجاد ... در آخرين مرحله ... اولين و آخرين جمله يک ... مطابق آخرين طرز
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}