@آداب@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آداب پذيرش اخلاق و آداب آمريکايى پست و بدون مبادى آداب بودن پيروى از آداب و رسوم مردم ... آداب دان آداب دانى آداب نماز آداب و خصوصيات اسکاتلندى آداب و رسوم آداب و رسوم فرانسويها را داشتن آداب و رسوم يهودى را پذيرفتن آداب و سنن ترکى آداب يونانى آدم مبادى آداب انطباق با آئين و آداب ظاهرى بدون آداب بدون مبادى آداب بسيار مبادى آداب به آداب و رسوم انگليسى درآمدن داراى رفتار زمخت و بدون آداب رسوم و آداب جنوب رعايت آداب و رسوم رعايت آيين و آداب ... نزاکت و طبق آداب معموله عدم رعايت آداب و رسوم علم آداب معاشرت واژه هاى شامل آداب ـ (36) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}