@آدم@18

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آدم آدم وراج آدم ولگرد آدم ولگرد و آواره آدم ولخرج آدم يکساله آدم يا چيز بشکه مانند آدم يا چيز بلند قد آدم يا چيز بى اهميت آدم يا قايق مخصوص ... اسباب آدم خفه کنى حالت آدم متجاوز داروهايى که آدم دوره گرد ... ... يا ابره آدم جنوب شرقى ... زالو آدم زالوصفت سوراخ آدم رو شاگرد يا آدم طفره رو شبيه آدم لاغر اندام صفت آدم پولکى فرزند آدم ابوالبشر که ... لذت بردن از آدم کشى مربوط به آدم خوارى ميمون آدم نما ميمون آدم وار نخستين گناه آدم ابوالبشر واژه هاى شامل آدم ـ (449) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}