@آدم@18
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آدم آدم وراج آدم ولگرد آدم ولگرد و آواره آدم ولخرج آدم يکساله آدم يا چيز بشکه مانند آدم يا چيز بلند قد آدم يا چيز بى اهميت آدم يا قايق مخصوص ... اسباب آدم خفه کنى حالت آدم متجاوز داروهايى که آدم دوره گرد ... ... يا ابره آدم جنوب شرقى ... زالو آدم زالوصفت سوراخ آدم رو شاگرد يا آدم طفره رو شبيه آدم لاغر اندام صفت آدم پولکى فرزند آدم ابوالبشر که ... لذت بردن از آدم کشى مربوط به آدم خوارى ميمون آدم نما ميمون آدم وار نخستين گناه آدم ابوالبشر واژه هاى شامل آدم ـ (449) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15 , 16 , 17 , 18