@آدمى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آدمى آدمى که از اين ميخانه ... آدمى که اميد بهبودى برايش نيست آدمى که ايجاد وحشت بى مورد کند آدمى که با نگاه به ... آدمى که به شکل گرگ در آمده باشد آدمى که خود را دانا پندارد آدمى که دست يا پا ... آدمى که قالبا بنمايش مى رود