@آرايش@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرايش ... که در آرايش مورد استعمال ... آرايش پنج تايى گل يا برگ گياه آرايش چهار پرده اى آرايش گيسو به صورت گوجه فرنگى آرايش کردن آرايش برگ و غنچه آرايش برگى آرايش ته فصل کتاب و غيره آرايش حلقوى آرايش خوشه اى آرايش دادن آرايش درختى آرايش دم اسبى گيسو آرايش دهنده آرايش راه راه آرايش زنانه آرايش سر آرايش سنتورى آرايش شش گوش خانه خانه کردن آرايش شيارى آرايش عجيب و غريب آرايش عربى آرايش قشون آرايش مو آرايش موى زنان به فرم مخصوصى واژه هاى شامل آرايش ـ (42) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}