@آرايش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرايش ... که در آرايش مورد استعمال ... آرايش پنج تايى گل يا برگ گياه آرايش چهار پرده اى آرايش گيسو به صورت گوجه فرنگى آرايش کردن آرايش برگ و غنچه آرايش برگى آرايش ته فصل کتاب و غيره آرايش حلقوى آرايش خوشه اى آرايش دادن آرايش درختى آرايش دم اسبى گيسو آرايش دهنده آرايش راه راه آرايش زنانه آرايش سر آرايش سنتورى آرايش شش گوش خانه خانه کردن آرايش شيارى آرايش عجيب و غريب آرايش عربى آرايش قشون آرايش مو آرايش موى زنان به فرم مخصوصى واژه هاى شامل آرايش ـ (42) : 1 , 2