@آرايش@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرايش آرايش نگينى يا تسمه اى اتاق ويژه آرايش باز آرايش تجهيزات و آرايش کامل ... کرده و براى آرايش اتاق مى گذارند داراى آرايش سه گوش داراى آرايش سوزنى در آرايش سالن آرايش و زيبايى طرز آرايش موى سر به طور پف کردن فن آرايش و تزيين لوازم آرايش متخصص آرايش داخلى ساختمانها متخصص آرايش و زيبايى مربوط به آرايش و تزيين درختان ميز آرايش وسيله آرايش واژه هاى شامل آرايش ـ (42) : 1 , 2