@آرايى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرايى پوست آرايى بدون صف آرايى تاکتيک يا رزم آرايى جنگ صف آرايى شده دکل آرايى درخت آرايى رزم آرايى رقص آرايى ره آرايى صف آرايى صف آرايى کردن لشکر آرايى نو آرايى وابسته به رزم آرايى