@آرد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرد ... کرده مخلوط با آرد و چاشنى سرخ ... کره آب کرده و آميخته با آرد کلوچه آرد ذرت آرد گندم آرد گندم سبوس دار آرد کردن آرد کردن جو خيسانده آرد بلغور آرد جو دوسر آرد خشن آرد ذرت آرد سازى آرد مانيوک آرد نرم آرد نشاسته مانيوک حريره آرد ذرت حريره آرد ذرت تهيه کردن خوراکى که با آرد و شير و ... دسر محتوى آرد برنج و تخم ... شورباى آرد جو دو سر شورباى آرد جو دوسر شورباى سبوس آرد جو دوسر مثل آرد نان بيضى شکل آرد ذرت نانى که از آرد ريز و اعلى ... واژه هاى شامل آرد ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}