@آرد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرد ... کرده مخلوط با آرد و چاشنى سرخ ... کره آب کرده و آميخته با آرد کلوچه آرد ذرت آرد گندم آرد گندم سبوس دار آرد کردن آرد کردن جو خيسانده آرد بلغور آرد جو دوسر آرد خشن آرد ذرت آرد سازى آرد مانيوک آرد نرم آرد نشاسته مانيوک حريره آرد ذرت حريره آرد ذرت تهيه کردن خوراکى که با آرد و شير و ... دسر محتوى آرد برنج و تخم ... شورباى آرد جو دو سر شورباى آرد جو دوسر شورباى سبوس آرد جو دوسر مثل آرد نان بيضى شکل آرد ذرت نانى که از آرد ريز و اعلى ... واژه هاى شامل آرد ـ (26) : 1 , 2