@آرواره@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آرواره آرواره پايين آرواره اى آرواره زيرين آرواره زيرين پرنده ... استخوان دندان به آرواره استخوان آرواره استخوان آرواره نهنگ استخوان جلو آرواره زيرين مهره ... داراى آرواره کج ... محکم شده از داخل آرواره ... ماهى که آرواره هايى شبيه ... وابسته به آرواره