@آزاد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزاد کسب آزاد ... که داراى فکر آزاد است و به ... آزاد کردن آزاد کننده آزاد کننده نيرو آزاد از بند خرافات آزاد از قيد عشق آزاد از قيود فکرى آزاد از قيود و رسوم آزاد بودن آزاد زاده آزاد زندگى کردن آزاد سازنده نفس خود آزاد سازى آزاد شدن هموگلوبين از گويچه سرخ آزاد فکر آزاد ماهى دودى آزاد نشدنى از بند آزاد کردن از زنجير آزاد کردن از زنجير آزاد شدن از زير يوغ آزاد کردن از غم عشق آزاد از قيد آزاد کردن از قيد مسئوليت آزاد ساختن واژه هاى شامل آزاد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4