@آزاد@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزاد کسب آزاد ... که داراى فکر آزاد است و به ... آزاد کردن آزاد کننده آزاد کننده نيرو آزاد از بند خرافات آزاد از قيد عشق آزاد از قيود فکرى آزاد از قيود و رسوم آزاد بودن آزاد زاده آزاد زندگى کردن آزاد سازنده نفس خود آزاد سازى آزاد شدن هموگلوبين از گويچه سرخ آزاد فکر آزاد ماهى دودى آزاد نشدنى از بند آزاد کردن از زنجير آزاد کردن از زنجير آزاد شدن از زير يوغ آزاد کردن از غم عشق آزاد از قيد آزاد کردن از قيد مسئوليت آزاد ساختن واژه هاى شامل آزاد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}