@آزاد@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزاد از قيد و بند آزاد کردن با کارکرد آزاد بخارى مخصوص گرم کردن فضاى آزاد بندر آزاد بنده آزاد شده بنده را آزاد کردن به طور آزاد يا رايگان به قيد کفيل آزاد کردن به قيد کفيل آزاد کردن و شدن به قيد قول شرف آزاد ساختن تجارت آزاد ترجمه آزاد حرکت آزاد و آهسته خريدارى و آزاد سازى داراى شغل آزاد در قالب آزاد در قالب آزاد ميدانى در هواى آزاد درخت آزاد درهواى آزاد درياى آزاد درياى آزاد خارج از مرز کشور رشد کننده درهواى آزاد رقابت آزاد درسيستم سرمايه دارى رها يا آزاد کردن واژه هاى شامل آزاد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}