@آزاد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزاد زندانى آزاد شده به قيد شرف زياد آزاد گذاردن ... عاشقانه در هواى آزاد و در آستانه ... سر آزاد نخ سرو آزاد سياست اقتصاد آزاد شعر آزاد شعر آزاد و بى نظم و قاعده شغل آزاد شهرنشين آزاد غلام آزاد شده غير آزاد فرزند آزاد مرد فضاى آزاد قطعه موسيقى آزاد با ضرب ... ماهى آزاد ماهى آزاد کاليفرنيا ماهى آزاد شمال آمريکا ماهى آزاد نر مردم آزاد شهر يا قصبه مسير آزاد مقدار نقره آزاد يک مسکوک منطقه آب آزاد در يک درياى يخ ... ريز و شناور آزاد بر سطح دريا نرم و آزاد شدن واژه هاى شامل آزاد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}