@آزادى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه آزادى کليسا را از آزادى محروم کردن آزادى کسى يا چيزى را خريدن آزادى اجتماعى آزادى اراده آزادى بخش آزادى بخشيدن آزادى برده آزادى به قيد التزام آزادى بيش از حد دادن آزادى خواه آزادى در تصميم آزادى زندانيان و اسرا ... آزادى عمل آزادى عمل و بيان آزادى فکر اصول آزادى خواهى اصول آزادى فردى در سياست ... با آزادى حرکت و جنبش کردن حکم آزادى صادر کردن روز آزادى ... عدم وجود آزادى درتجارت طرفدار آزادى اراده طرفدار آزادى فردى طرفدارى از آزادى فردى ... و بکر و آزادى از قيد سجع ... واژه هاى شامل آزادى ـ (28) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}